تبلیغات
پایگاه تفریحی بســـت فـــان | اس ام اس جدید | فال امروز | عکس های روز | اخبار روز | داستان کوتاه|
    آخرین بروز رسانی :
    آخرین بازدید :
حمایت میکنیم
Ads
موضوعات
Category
دوستان
Ferends
آرشیو
Archive
آمار وبلاگ
Blog info
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدید کنندگان :
  • تعداد مطالب کل :
  • درباره ی وبلاگ
    About Blog

    علی

    میلاد
    آخرین مطالب ارسالی
    Last Posts
    برنامه های کاربردی
    Support
    نظر سنجی
    Poll
    بست فان 98 به کارش ادامه بده یا نه؟



    تبلیغات متنی
    Support
    پیوند ها
    Links

    داستان کوتاه خواندنی “قدرت بخشش” - دوشنبه 9 اسفند 1389

    تعداد بازدید : طبقه بندی: داستان های جالب و پند آموز،

    WWW.BEST-FUN98.IR

    به ادامه مطلب برید...

    بانوى خردمندى در کوهستان سفر مى کرد که سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا کرد.

    روز بعد به مسافرى رسید که گرسنه بود.

    بانوى خردمند کیفش را باز کرد تا در غذایش با مسافر شریک شود.

    مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در کیف بانوى خردمند دید

    از آن خوشش آمد و از او خواست که آن سنگ را به او بدهد.

    زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد

    مسافر بسیار شادمان شد و از این که شانس به او روى کرده بود،

    از خوشحالى سر از پا نمى شناخت.

    او مى دانست که جواهر به قدرى با ارزش است که تا آخر عمر مى تواند

    راحت زندگى کند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد

    تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا کند.

    بالاخره هنگامى که او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:

    «خیلى فکر کردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است،

    اما آن را به تو پس مى دهم با این امید که چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى.

    اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده که به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى . . .


    نویسنده : علی    نظرات |